close
تبلیغات در اینترنت
گلچین اشعار جدید معاصر و کلاسیک
cat
green
dark
 
 
 
از اينكه به سايت ما امده ايد تشكر ميكنيم و اميدوارم كه لحظات خوشي را با ما سپري كنيد.

برف تازه

نويسنده: یاس آبی | ساعت: 23:23 | بازديد:92

هم از سکوت گریزان ، هم از صدا بیزار

چنین چرا دلتنگم ، چنین چرا بیزار

 

زمین از آمدن برف تازه خشنود است

من از شلوغی بسیار رد پا بیزار

 

قدم زدم! ریه هایم شد از هوا لبریز

قدم زدم! ریه هایم شد از هوا بیزار

 

اگرچه می گذریم از کنار هم آرام

شما ز من متنفر ، من از شما بیزار

 

به مسجد آمدم و نا امید برگشتم

دل از مشاهده تلخی ریا بیزار

 

صدای قاری و گلدسته های پژمرده

اذان مرده و دلهای از خدا بیزار

 

به خانه ام بروم؟!خانه از سکوت پر است

سکوت می کند از زندگی مرا بیزار

 

تمام خانه سکوت و تمام شهر صداست!

از این سکوت گریزان، از آن صدا بیزار

موضوع: فاضل نظری ,

برچسب ها : شعر جدید فاضل نظری ,

 

حامد عسکری

نويسنده: یاس آبی | ساعت: 23:19 | بازديد:123

نشسته در حیاط و ظرف چینی روی زانویش

اناری بر لبش گل کرده سنجاقی به گیسویش

 

قناری های این اطراف را بی بال و پر کرده

صدای نازک برخورد چینی با النگویش

 

مضاعف می کند زیبایی اش را گوشوار آنسان

که در باغی درختی مهربان را آلبالویش

 

کسوف ماه رخ داده ست یا بالا بلای من

به روی چهره پاشیده است از ابریشم مویش؟

 

اگر پیچ امین الدوله بودم می توانستم

کمی از ساقه هایم را ببندم دور بازویش

 

تو را از من جدا کردند هر باری به ترفندی

یکی با خنده تلخش یکی با برق چاقویش

 

قضاوت می کند تاریخ بین خان ده با من

که از من شعر می ماند و از او باغ گردویش

 

رعیت زاده بودم دخترش را خان نداد و من

هزاران زخم در دل داشتم این زخم هم رویش

موضوع: فاضل نظری ,حامد عسگری ,

برچسب ها : شعر جدید حامد عسکری ,

 

غزل

نويسنده: یاس آبی | ساعت: 19:42 | بازديد:88

جز اینکه به نبود تو عادت نکرده ام

 از من چه خواستی که اجابت نکرده ام

حتی به خشم نیز نگاهم نمی کنی

من که خدا نکرده جنایت نکرده ام

حفظم ز چهره ات همه ی جزئیات را

یک بار اگرچه سیر نگاهت نکرده ام

گفتی مباد از تو کلامی بیان کنم

اما ببخش گاه رعایت نکرده ام

بس که به لهجه داشتنم طعنه می زنی

با خود بدون واهمه صحبت نکرده ام

در خواب اگر ببوسمت آیا حلال نیست؟

کاری که بر خلاف شریعت نکرده ام

 

مسلم محبي

موضوع: فاضل نظری ,حامد عسگری , فاضل نظری ,

برچسب ها : مسلم محبي ,

 

نام تمام شهرها شيراز خواهد شد

نويسنده: یاس آبی | ساعت: 19:39 | بازديد:106

اين بار بي ترديد « ليلا » قسمت قيس است

اين جا سليمان شاعر چشمان بلقيس است

اين بار تاريخ جهان وارونه خواهد شد

شرح غزل در مثنوي اينگونه خواهد شد

هم رو به فصل بشنو از ني باز مي گرديم

هم گِرد قبر حضرت آواز مي گرديم

از قونيه تا بلخ را آيينه مي كاريم

تا بي نهايت مثنوي در سينه مي كاريم

فصل سماع برگ در پاييز مي آيد

دستار سبز « شمس » از تبريز مي آيد

هر شعر با مولاي « بلخ » آغاز خواهد شد

نام تمام شهرها « شيراز » خواهد شد

خيام را در دانه ي انگور مي بينيم

در باغ هاي سبز نيشابور مي بينيم

در بيستون با خنده هاي باد مي رقصيم

ما با صداي تيشه فرهاد مي رقصيم

باران به باران عشق از هر گام مي رويد

در دشت هاي خلوت بسطام مي رويد

بي چتر از رگبار باران مي توان رد شد

از هفت شهر عشق آسان مي توان رد شد

انگورها بر شاخه پروين مي نشانند

حلاج را از دار پايين مي كشانند *

هر نيمه شب از هر غزل فانوس مي جوشد

از خاك صحرا شعر اقيانوس مي جوشد

من باز هم ، من باز هم درويش خواهم شد

معشوقه ی بي ادعاي خويش خواهم شد

انسان جهان ديگري ترسيم خواهد كرد

ابليس حتي رو به ما تعظيم خواهد كرد

####

درياي وحشي خالي از امواج خواهد شد

« ابن السلام » از شهرها اخراج خواهد شد

اين بار بي ترديد « ليلا » قسمت قيس است

حتي سليمان عاشق چشمان بلقيس است

 

 

 

 

 

 

موضوع: فاضل نظری ,حامد عسگری , فاضل نظری ,

برچسب ها : جواد ضميري ,

 

مسلم محبي

نويسنده: یاس آبی | ساعت: 19:34 | بازديد:75

جسمم شده ست نقطه ی پیوند دردها

قدم خمیده تر شده از پیرمردها

در هیچ جا قرار ندارم "قرابتی ست

این روزها میان من و دوره گردها

هربار خورده ام به زمین مثل بار قبل

تنها شکست سهم من است از نبردها

تسکین نداد گریه کمی از غم مرا

فرق است بین غصه ی زن ها و مردها

آن سوی آب ها به چه رنگ است آسمان؟

جز "آه" نیست پاسخ دریانوردها!

موضوع: فاضل نظری ,حامد عسگری , فاضل نظری ,

 

از خاطراتت سرسری نگذر

نويسنده: یاس آبی | ساعت: 21:16 | بازديد:98

از خاطراتت سرسری نگذر

بی خاطره این عشق میمیره

این خاطراتو که بسوزونی

دودش تو چشم جفتمون میره....

موضوع: فاضل نظری ,حامد عسگری , فاضل نظری ,

برچسب ها : حامد عسکری ,

 

آن کشته

نويسنده: یاس آبی | ساعت: 21:14 | بازديد:73

آن کشته که بردند به يغما کفنش را
تير از پي تير آمد و پوشاند تنش را

خون از مژه ميريخت به تشييع غريبش
آن نيزه که ميبرد سر بي بدنش را

پيراهني از نيزه و شمشير به تن کرد
با خار عوض کرد گل پيرهنش را

زيبا تر از اين چيست که پروانه بسوزد
شمعي به طواف آمده پرپر زدنش را

آغوش گشايد به تسلاي عزيزان
يا خاک کند يوسف دور از وطنش را

خورشيد فروزان شده در تيرگي شام
تا باز به دنيا برساند سخنش را

موضوع: فاضل نظری ,حامد عسگری , فاضل نظری ,

برچسب ها : فاضل نظری , آن کشته ,

 

اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم...

نويسنده: یاس آبی | ساعت: 21:7 | بازديد:117

من آسمان پر از ابرهای دلگیرم
اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم

من آن طبیب زمین گیر زار و بیمارم
که هر چه زهر به خود می دهم نمی میرم

من و تو آتش و اشکیم در دل یک شمع
به سرنوشت تو وابسته است تقدیرم

به دام زلف بلندت دچار و سردرگمم
مرا جدا مکن از حلقه های زنجیرم

درخت سوخته ای در کنار رودم من
اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم...

موضوع: فاضل نظری ,حامد عسگری , فاضل نظری , فاضل نظری ,

برچسب ها : فاضل نظری , اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم... ,

 

فرار

نويسنده: یاس آبی | ساعت: 19:25 | بازديد:69

 

از روزهای بی در و پيکر دلش گرفت   يک روز صبح پا شد و کفش فرار شد

از خانه زد به کوچه و سيگار دود کرد  وقتی که از نبود محبت خمار شد

 

کفتار زاده های خيابان منجلاب  در رد پای او متلک جا گذاشتند

شب ها که ذهن شهر پر از جغدواره بود ، در کوچه ها ستاره ی دنباله دار شد

 

از پارک های الکل طبّی عبور کرد از چشمک چراغ  / در آن سوی چارراه ـ

گرگی سوار خودروی ملّی نگاه داشت ؛ آهو گرسنه بود و سردش ؛ سوار شد

 < آن شب خسوف شد و کسی ماه را نديد >

فردا - نمای بسته ی يک پارک - آه او

از ردّ نيش گرگ دلش ضعف می رود ؛ آهو به گرگ های پدرسگ دچار شد

 - خانم ! جسارت است  لبت چند می شود ؟

- اين عشق حاصلش دو ـ سه فرزند می شود

بر دوش داشت زخم زبان و سه نقطه را  تا زير بار زور شبی باردار شد

******

يک کفش تکّه پاره و يک چند تکّه ماه  بر دست های آب گل آلود می روند

در سنگدان يک پل متروکه بو گرفت  رم کرده ای که در تی آهو شکار شد

******

 بعد از سه ـ چار روز تمام مجلّه ها بر روی جلد با خط قرمز نوشته اند :

ديروز عصر بازی نفت و پرسپوليس در باشگاه آزادی برگزار شد .

 

 

عليرضا بديع

موضوع: فاضل نظری ,حامد عسگری , فاضل نظری , فاضل نظری ,علیرضا بدیع ,

 

تسبيح اشك

نويسنده: یاس آبی | ساعت: 19:23 | بازديد:84

 

آوخ ازين زمانه كه هر دوست دشمن است

آه كدام آينه بر دامن من است؟

 

هم از تو در گريزم و هم از تو ناگزير

دامن به دست دارم و دستم به دامن است 1

 

چشمم به هرم اشك دلت نرم كرد و اين

تاثير آه گوشه نشينان در آهن است

 

گفتم به اشك؟ بر مژه ام ردَ اشك نيست

تسبيحْ پاره اي ست كه در بند سوزن است

 

كنكاش كن دليل جوان مرگي اش چه بود؟

اين گل جز اين كه خون هزارش به گردن است

 

تفكيك كن به چشم من اغيار و يار را

چشمم به انتخاب تو اي عشق روشن است

عليرضا بديع

۱. دامن به دست داشتن كنايه از فرار نمودن از كسي يا چيزي ست.

موضوع: فاضل نظری ,حامد عسگری , فاضل نظری , فاضل نظری ,علیرضا بدیع ,علیرضا بدیع ,

برچسب ها : عليرضا بديع ,

 


 
مکث تمپ | قالب های رایگان وبلاگ | قالب های بلاگفا | قالب های میهن بلاگ | قالب های پرشین بلاگ | قالب های بلاگ اسکای | قالب های دیتالایف | پوسته های وردپرس | ام گرافيك | M Graphic | تك پي اس دي