close
تبلیغات در اینترنت
علیرضا بدیع
cat
green
dark
 
 
 
از اينكه به سايت ما امده ايد تشكر ميكنيم و اميدوارم كه لحظات خوشي را با ما سپري كنيد.

فرار

نويسنده: یاس آبی | ساعت: 19:25 | بازديد:71

 

از روزهای بی در و پيکر دلش گرفت   يک روز صبح پا شد و کفش فرار شد

از خانه زد به کوچه و سيگار دود کرد  وقتی که از نبود محبت خمار شد

 

کفتار زاده های خيابان منجلاب  در رد پای او متلک جا گذاشتند

شب ها که ذهن شهر پر از جغدواره بود ، در کوچه ها ستاره ی دنباله دار شد

 

از پارک های الکل طبّی عبور کرد از چشمک چراغ  / در آن سوی چارراه ـ

گرگی سوار خودروی ملّی نگاه داشت ؛ آهو گرسنه بود و سردش ؛ سوار شد

 < آن شب خسوف شد و کسی ماه را نديد >

فردا - نمای بسته ی يک پارک - آه او

از ردّ نيش گرگ دلش ضعف می رود ؛ آهو به گرگ های پدرسگ دچار شد

 - خانم ! جسارت است  لبت چند می شود ؟

- اين عشق حاصلش دو ـ سه فرزند می شود

بر دوش داشت زخم زبان و سه نقطه را  تا زير بار زور شبی باردار شد

******

يک کفش تکّه پاره و يک چند تکّه ماه  بر دست های آب گل آلود می روند

در سنگدان يک پل متروکه بو گرفت  رم کرده ای که در تی آهو شکار شد

******

 بعد از سه ـ چار روز تمام مجلّه ها بر روی جلد با خط قرمز نوشته اند :

ديروز عصر بازی نفت و پرسپوليس در باشگاه آزادی برگزار شد .

 

 

عليرضا بديع

موضوع: علیرضا بدیع ,

 

تسبيح اشك

نويسنده: یاس آبی | ساعت: 19:23 | بازديد:92

 

آوخ ازين زمانه كه هر دوست دشمن است

آه كدام آينه بر دامن من است؟

 

هم از تو در گريزم و هم از تو ناگزير

دامن به دست دارم و دستم به دامن است 1

 

چشمم به هرم اشك دلت نرم كرد و اين

تاثير آه گوشه نشينان در آهن است

 

گفتم به اشك؟ بر مژه ام ردَ اشك نيست

تسبيحْ پاره اي ست كه در بند سوزن است

 

كنكاش كن دليل جوان مرگي اش چه بود؟

اين گل جز اين كه خون هزارش به گردن است

 

تفكيك كن به چشم من اغيار و يار را

چشمم به انتخاب تو اي عشق روشن است

عليرضا بديع

۱. دامن به دست داشتن كنايه از فرار نمودن از كسي يا چيزي ست.

موضوع: علیرضا بدیع ,علیرضا بدیع ,

برچسب ها : عليرضا بديع ,

 


 
مکث تمپ | قالب های رایگان وبلاگ | قالب های بلاگفا | قالب های میهن بلاگ | قالب های پرشین بلاگ | قالب های بلاگ اسکای | قالب های دیتالایف | پوسته های وردپرس | ام گرافيك | M Graphic | تك پي اس دي