close
تبلیغات در اینترنت
بدون عنوان
cat
green
dark
 
 
 
از اينكه به سايت ما امده ايد تشكر ميكنيم و اميدوارم كه لحظات خوشي را با ما سپري كنيد.

بدون عنوان

نويسنده: یاس آبی | ساعت: 15:28 | بازديد:84

در سکوت دیوارها

لابه لای زخم های چرکین ِ

استبداد ، ظلم ، ستم

پیداست

و خورشید که می تابد

روی دل من و

کودکی که بزرگ می شود

روی دستان تو

وقتی که کوک های ساعتت

عقربه ها را جلو می زنند

 و ثانیه هایی که عقب عقب می روند

تا تو را قربانی سکوتی محض کنند .

 

به صداهای عجیبی  که

تو را می خواهند

یاد بده قبل از آمدن

شعری نسرایند و سکوت را نشکنند

پشت این آیینه

گَرد عجیبی

خاک ها را عجین کرده

و غباری که بوی قمار می دهد

قماری که بوی تو را می دهد شاعر!

در آخرین پرواز

وقتی روی ریل های سر به هوا

راه می رفتی

خیلی دیر ! پشت نگاهی سرد

پشت دلی که می خواست ، پَر بزند

حس عجیبی گفت : نه !

بایست

هنوز برای گفتن و سرودن از تو

زود است !

کمی مکث

در انتهای ریل قطار

و مسافری که ........

 

وقتی تو به خواب می روی

آیینه ها

شفاف می شوند

و کودک شش ساله ای

تو را صدا می زند

زیر طاقچه ی اتاق  ( زیر طاقت اتاق من )

زیر این تابوت های بی صدا ( های )

بدون مادر

تمام شب را بیدار .... ( می کنم )

حتی دلیل  اینجا ماندن

برای فرشته ای که زود آدم شد

دیر است وقتی که

تعبیر می کنی خوابی نیمه  تمام را ........

 

 


 

 

ارسالی اسماعیل اکثیر

 

موضوع: <-PostCategory->

 


ارسال نظر

نظرات وبلاگ
نام شما :
آدرس وب سایت :
پست الکترونیک :
ایمیل * (برای عموم نمایش داده نخواهد شد)
پیام شما :
شکلک ها :
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
:
نظر خصوصی
کد امنیتی :
:
 
 
مکث تمپ | قالب های رایگان وبلاگ | قالب های بلاگفا | قالب های میهن بلاگ | قالب های پرشین بلاگ | قالب های بلاگ اسکای | قالب های دیتالایف | پوسته های وردپرس | ام گرافيك | M Graphic | تك پي اس دي