close
تبلیغات در اینترنت
مریم آریان
cat
green
dark
 
 
 
از اينكه به سايت ما امده ايد تشكر ميكنيم و اميدوارم كه لحظات خوشي را با ما سپري كنيد.

پدر از معضلات اجتماعی است

نويسنده: یاس آبی | ساعت: 19:0 | بازديد:27

همان‌طوری که مادر حدس زد شد
پدر آمد به شهر و نابلد شد

به شهر آمد، بساط واکس واکرد
نشست آنجا که معبر بود، سد شد

پدر را شهرداری آمد و برد
بساطش ماند بی‌صاحب، لگد شد

پدر از معضلات اجتماعی است
که تبدیل‌ِ به شعری مستند شد

و بعد آمد کوپن بفروشد اما
شبی آمد به خانه گفت بد شد

دوباره ریختند و جمع کردند
خطر از بیخ گوشم باز رد شد

پدر جان کند و هی از خستگی مرد
نفس در سینه‌اش حبس ابد شد

به مادر گفت من که رفتم اما
همان‌طوری که گفتی می‌شود شد

به یاد روی ماهش بودم امشب
نشستم گریه کردم جزر و مد شد

 

شاعر : مریم آریان    

موضوع: <-PostCategory->

برچسب ها : غزل , شعر اجتماعی , مریم آریان ,

 

تنگ غروب

نويسنده: یاس آبی | ساعت: 18:57 | بازديد:34

 

 

تنگ غروب

 

تنگ غروب از سنگ، بابا نان درآورد
آن را برای بچه های لاغر آورد

مادر برای بار پنجم درد کرد و
رفت و دوباره با خودش یک دختر آورد

گفتند دختر نان خور است و مادرم گفت
ای کاش می شد یک شکم نان آور آورد

تنگ غروب آمد پدر با سنگ در زد
یک عده را مهمان برای مادر آورد

مردی غریبه با زنانی چادری که
مهمان ما بودند را پشت در آورد

مرد غریبه چای خورد و مهربان شد
هی رفت و آمد هدیه ای آخر سر آورد

من بچه بودم وقت بازی کردنم بود
جای عروسک پس چرا انگشتر آورد

تنگ غروب از سنگ، بابا نان درآورد
آن را برای بچه های دیگر آورد

مادر برای بار آخر درد کرد و
رفت و نیامد باز اما دختر آورد

 

شاعر: مریم آریان

 

موضوع: <-PostCategory->

برچسب ها : غزل , شعر اجتماعی , مریم آریان , یک چندم از من ,

 


 
مکث تمپ | قالب های رایگان وبلاگ | قالب های بلاگفا | قالب های میهن بلاگ | قالب های پرشین بلاگ | قالب های بلاگ اسکای | قالب های دیتالایف | پوسته های وردپرس | ام گرافيك | M Graphic | تك پي اس دي